کوروش بزرگ

هرگز نخواب کوروش ایران بی تو هیچ است

عکس نقشه ی ایران امروزی

الان چند عکس از ایران امروز و ایران دوره ی هخامشی براتون میذارم مقایسه کنید یکیش بالاست ایران در دوره ی هخامنشی

اینو با بالایی مقایسه کنید جان من انگار ایران اب رفته

 

این روایت ماست ببخشیدا

 

 

 

   + روبرتا ; ۸:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢۱
comment نظرات ()

نقشه ی ایران در دوران هخامنشیان

 امروز چند عکس  نقشه ی ایران در دوره ی هخامنشی میذارم

 

 

بای

 

   + روبرتا ; ۸:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢۱
comment نظرات ()

نخستین نبرد کوروش

میتراداتس ( ناپدری کوروش) پس از آنکه با تهدید استیاگ مواجه شد ، داستان کودکی کوروش و چگونگی زنده ماندن او را آنگونه که می دانست برای استیاگ بازگو کرد و طبعاً در این میان از هارپاگ نیز نام برد. هرچند معبران خواب و مغان درباری با تفسیر زیرکانه ی خود توانستند استیاگ را قانع کنند که زنده ماندن کوروش و نجات یافتنش از حکم اعدام وی ، تنها در اثر حمایت خدایان بوده است، اما این موضوع هرگز استیاگ را برآن نداشت که چشم بر گناه هارپاگ بپوشاند و او را به خاطر اهمال در انجام مسئولیتی که به وی سپرده بود به سخت ترین شکل مجازات نکند. استیاگ فرمان داد تا به عنوان مجازات پسر هارپاگ را بکشند. آنچه هرودوت در تشریح نحوه ی اجرای این حکم آورده است بسیار سخت و دردناک است:

"پسر هارپاگ را به فرمان پادشاه ماد کشتند و در دیگ بزرگی پختند ، آشپزباشی شاه خوراکی از آن درست کرد که در یک مهمانی شاهانه – که البته هارپاگ نیز یکی از مهمانان آن بود – بر سر سفره آوردند ؛ پس صرف غذا و باده خواری مفصل ، استیاگ نظر هارپاگ را در مورد غذا پرسید و هارپاگ نیز پاسخ آورد که در کاخ خود هرگز چنین غذای لذیذ و شاهانه ای نخورده بود ؛ آنگاه استیاگ در مقابل چشمان حیرت زده ی مهمانان خویش فاش ساخت که آن غذای لذیذ گوشت پسر هارپاگ بوده است."

صرف نظر از اینکه آیا آنچه هرودوت برای ما نقل می کند واقعاً رخ داده است یا نه ، استیاگ با قتل پسر هارپاگ یک دشمن سرسخت بر دشمنان خود افزود. هرچند هارپاگ همواره می کوشید ظاهر آرام و خاضعانه اش را در مقابل استیاگ حفظ کند ولی در ورای این چهره ی آرام و فرمانبردار ، آتش انتقامی کینه توزانه را شعله ور نگاه می داشت ؛ به امید روزی که بتواند ستمهای استیاگ را تلافی کند. هارپاگ می دانست که به هیچ وجه در شرایطی نیست که توانایی اقدام بر علیه استیاگ را داشته باشد ، بنابرین ضمن پنهان کردن خشم و نفرتی که از استیاگ داشت تمام تلاشش را برای جلب نظر مثبت وی و تحکیم موقعیت خود در دستگاه ماد به کار گرفت. تا آنکه سرانجام با درگرفتن جنگ میان پارسیان( به رهبری کوروش ) و مادها ( به سرکردگی استیاگ ) فرصت فرونشاندن آتش انتقام فراهم آمد.

هنوز جزئیات فراوانی از این نبرد بر ما پوشیده است. مثلاً ما نمی دانیم که آیا این جنگ بخشی از برنامه ی کلی و از پیش طرح ریزی شده ی کوروش کبیر برای استیلا بر جهان آن زمان بوده است یا نه ؛ حتی دقیقاً نمی دانیم که کوروش ، خود این جنگ را آغاز کرده یا استیاگ او را به نبرد واداشته است. یک متن قدیمی بابلی به نام « سالنامه ی نبونید » به ما می گوید که نخست استیاگ – که از به قدرت رسیدن کوروش در میان پارسیان سخت نگران بوده است – برای از بین بردن خطر کوروش بر وی می تازد و به این ترتیب او را آغازگر جنگ معرفی می کند. در عین حال هرودوت ، برعکس بر این نکته اصرار دارد که خواست و اراده ی کوروش را دلیل آغاز جنگ بخواند.

باری ، میان پارسیان و مادها جنگ درگرفت. جنگی که به باور بسیاری از مورخین بسیار طولانی تر و توانفرساتر از آن چیزی بود که انتظار می رفت. استیاگ تدابیر امنیتی ویژه ای اتخاذ کرد ؛ همه ی فرماندهان را عزل کرد و شخصاً در رأس ارتش قرار گرفت و بدین ترتیب خیانت های هارپاگ را – که پیشتر فرماندهی ارتش را به او واگذار کرده بود – بی اثر ساخت. گفته می شود که این جنگ سه سال به درازا کشید و در طی این مدت ، دو طرف به دفعات با یکدیگر درگیر شدند.در شمار دفعات این درگیری ها اختلاف هست. هرودوت فقط به دو نبرد اشاره دارد که در نبرد اول استیاگ حضور نداشته و هارپاگ که فرماندهی سپاه را بر عهده دارد به همراه سربازانش میدان را خالی می کند و می گریزد. پس از آن استیاگ شخصاً فرماندهی نیروهایی را که هنوز به وی وفادار مانده اند بر عهده می گیرد و به جنگ پارسیان می رود ، لیکن شکست می خورد و اسیر می گردد. و اما سایر مورخان با تصویری که هرودوت از این نبرد ترسیم می کند موافقت چندانی نشان نمی دهند. از جمله ” پولی ین“ که چنین می نویسد:

« کوروش سه بار با مادی ها جنگید و هر سه بار شکست خورد. صحنه ی چهارمین نبرد پاسارگاد بود که در آنجا زنان و فرزندان پارسی می زیستند . پارسیان در اینجا بازهم به فرار پرداختند ... اما بعد به سوی مادی ها – که در جریان تعقیب لشکر پارس پراکنده شده بودند – بازگشتند و فتحی چنان به کمال کردند که کوروش دیگر نیازی به پیکار مجدد ندید. »

نیکلای دمشقی نیز در روایتی که از این نبرد ثبت کرده است به عقب نشینی پارسیان به سوی پاسارگاد اشاره دارد و در این میان غیرتمندی زنان پارسی را که در بلندی پناه گرفته بودند ستایش می کند که با داد و فریادهایشان ، پدران ، برادران و شوهران خویش را ترغیب می کردند که دلاوری بیشتری به خرج دهند و به قبول شکست گردن ننهند و حتی این مسأله را از دلایل اصلی پیروزی نهایی پارسیان قلمداد می کند.به هر روی فرجام جنگ ، پیروزی پارسیان و اسارت استیاگ بود. کوروش کبیر به سال ۵۵٠ ( ق.م ) وارد اکباتان ( هگمتانه – همدان ) شد ؛ بر تخت پادشاه مغلوب جلوس کرد و تاج او را به نشانه ی انقراض دولت ماد و آغاز حاکمیت پارسیان بر سر نهاد. خزانه ی عظیم ماد به تصرف پارسیان درآمد و به عنوان یک گنجینه ی بی همتا و یک ثروت لایزال - که بدون شک برای جنگ های آینده بی نهایت مفید خواهد بود - به انزان انتقال یافت.

کوروش کبیر پس از نخستین فتح بزرگ خویش ، نخستین جوانمردی بزرگ و گذشت تاریخی خود را نیز به نمایش گذاشت. استیاگ – همان کسی که از آغاز تولد کوروش همواره به دنبال کشتن وی بوده است – پس از شکست و خلع قدرتش نه تنها به هلاکت نرسید و رفتارهای رایجی که درآن زمان سرداران پیروز با پادشاهان مغلوب می کردند در مورد او اعمال نشد ، که به فرمان کوروش توانست تا پایان عمر در آسایش و امنیت کامل زندگی کند و در تمام این مدت مورد محبت و احترام کوروش بود.

بعدها با ازدواج کوروش و آمیتیس ( دختر استیاگ و خاله ی کوروش ) ارتباط میان کوروش و استیاگ و به تبع آن ارتباط میان پارسیان و مادها ، نزدیک تر و صمیمی تر از گذشته شد. ( گفتنی است چنین ازدواجهای درون خانوادگی در دوران باستان – بویژه در خانواده های سلطنتی – بسیار معمول بوده است). پس از نبردی که امپراتوری ماد را منقرض ساخت ، در حدود سال ۵۴٧ ( ق.م ) ، کوروش به خود لقب پادشاه پارسیان داد و شهر پاسارگاد را برای یادبود این پیروزی بزرگ و برگزاری جشن و سرور پیروزمندانه ی قوم پارس بنا نهاد.

 خدا نگدار

   + روبرتا ; ۸:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢۱
comment نظرات ()

کوروش بزرگ مقدمه

سلام امیدوارم با این وبلاگم باری دیگر یاد کوروش بزرگ را در ذهنتان زنده کنم

حالا این شعرم براتون میذارم

اول از همه       کوروش شاه شاهان کوروش شاه هخامنشی شاه پارسی

 

 

 

 

 

کوروش پاشو ببین کشور تو راه مهیبیه

 

پاشو بنگر که ملت تو خواب عمیقیه

 

ببین به دنیا داریم میگیم که ما برتریم

 

در حالی که ماها همه یه مشت گدا پروریم

 

ببین یه جوون از ته دلش بهت داره میگه

 

اینجا لواط و زنا جزیی از کردار نیکه

 

کوروش ، ناموس فروشی رو دور قیمته

 

کوروش ،ملت گفتار نیکش فحش و غیبته

 

کوروش ،تورو تحقیر و ویران کردن

 

اسمت خط خورده از تقویم ایران رسما

 

راستی مقبرت واسه اینا بلاها رفته

 

عکست فقط سر در قلیون سراها نصبه

 

کوروش ، آرامش خیلی وقته زندونی شده

 

نماد فَرَوهَر نماد شیطانی شده

 

کوروش داره بر میگرده عقب، زمونه

 

کوروش راستی میدونستی خدا عرب زبونه؟

 

یعنی جهنم جای ماست که فارسی خوندیم

 

دنیا پیشرفت کرد ما ذدوره ی دارسی موندیم

 

کوروش ،خیلجتو ،خلیج عرب نامیدن

 

ولی بازم عرب و تو وطن راه میدن

 

همون عربهایی که هستن تشنه به خونمون

 

همونایی که دخترا رو کردن زنده به گورشون

 

هستن همسایه ی ایــــــــــــــران ما روی کاغذ

 

ولی دستاشون با بیگانه ها تو یه کاسه ست

 


 

"کجایی که ببینی دلا خونن

 

همه دلا درگیر یه لقمه نونن

 

حتی جوونای ایران 

 

دیگه هیچی از عشق نمیدونن

 

یه روز میاد که به جز یه نقشه 

 

چیزی از ایران باقی نمونه

 

کسایی که رفتن و جون دادن

 

به خدا واسه بهشت نبوده

 

انقد درگیر شدیم که غیرت

 

دیگه واسمون معنا نداره

 

کوروش بیدار شو ،وقت خواب نیست

 

شدیم طفلی که مادر نداره

 

هرکی میاد به اسم مادر

 

یه چیزی ازمون بر میداره

 

یه روز میاد که ایرانی

 

دیگه هیچی از خودش نداره"

 


 


 

دلت گرفته کــــوروش ،میدونم تابع احساسی

 

مردم اشک ریخت سر قبر "ناصــــر حجازی"

 

ولی چه فایده اسطوره ها در غوش میرن

 

بعد یه مدتی از یادها فراموش میشن

 

بغضی تو گلومه مثل یه دیوانه تو بندم

 

چرا تندیستو دادن دست یه بیگانه تو لندن؟

 

چرا یاد کوروش از همه حیث دود شده؟

 

نوشتن عقده ها فقط توی فیس بوک شده؟

 

کوروش مرد و مردونگی از تو افکار رفته

 

چرا کشتار جمعی شده اخبار هفته؟

 

جووناجیباشون خالیه و از دم بیکارن

 

اونا فکر خالی کردن و بار زدن سیگارن

 

کوروش، جوونا از بی پولیشون جنون میگیرن

 

یه عده ریش سفید نشستن جومونگ میبینن

 

از همون ریش سفیدایی که جیباشون شده

 

پول ملت که توی حسابای سیبا  شون پره

 

ما هم هر روز از دیروزمون مرده تر هستیم

 

که یه ملت سیاه پوش مرده پرستیم

 

کوروش،هواپیما ها به عش ملت میپرن و

 

مسافر ها رو به بهشت و جنت میبرن و

 

بعد این حادثه مردم رخت سیاه میپوشن

 

شراب مرگ و با یه بخت سیاه مینوشن

 

کوروش ،جای اینکه به امید اینده بشینی

 

حامد حاضر بمیره ایران و پاینده ببینی

 


 


 

"کجایی که ببینی دلا خونن
همه دلا درگیر یه لقمه نونن
حتی جوونای ایران 
دیگه هیچی از عشق نمیدونن
یه روز میاد که به جز یه نقشه 
چیزی از ایران باقی نمونه
کسایی که رفتن و جون دادن
به خدا واسه بهشت نبوده
انقد درگیر شدیم که غیرت
دیگه واسمون معنا نداره
کوروش بیدار شو ،وقت خواب نیست
شدیم طفلی که مادر نداره
هرکی میاد به اسم مادر
یه چیزی ازمون بر میداره
یه روز میاد که ایرانی
دیگه هیچی از خودش نداره"
 

 

تا درودی دیگر بدرود

   + روبرتا ; ۸:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢۱
comment نظرات ()

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com

   + پرشین بلاگ ; ۸:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢۱
comment نظرات ()